امروز جمعه ۳۱ مرداد ۱۳۹۳

زینب پیام رسان عاشورا

نامه الکترونیک چاپ PDF

هر قیام و نهضتی عمدتاً از دو بخش «خون» و«پیام» تشکیل می گردد.
مقصود از خون مبارزات خونین وقیام مسلحانه است که لازمه آن کشتن و کشته شدن وجانبازی در راه آرمان است مقصود از پیام رساندن وابلاغ پیام انقلاب وبیان آرمان ها و اهداف آن است در پیروزی یک انقلاب اهمیت بخش دوم کمتر از بخش اول نیست زیرا اگر اهداف وآرمان های یک انقلاب در سطح جامعه تبیین نشود انقلاب به دست فراموشی سپرده می شود وچه بسا گرفتار تحریف ها ودگرگونی ها توسط دشمنان انقلاب می گردد.
با بررسی قیام و انقلاب عاشورای حسینی این دو بخش کاملاً تبلور یافته زیرا انقلاب امام حسین(ع) تا عصر عاشورا مظهر بخش اول یعنی بخش خون شهادت وایثار بود رهبر و پرچمدار آن نیز خود امام حسین (ع) است .
اما بخش دوم آن از عصر عاشورا آغاز گردید و پرچمدار آن امام زین العابدین وزینب است. رسالت اصلی آن که رساندن پیام انقلاب وشهادت سرخ امام حسین (ع) ویارانش است به دوش زینب است اگر زینب با اسارت خود امام حسین را یاری نمی کرد شهادت اباعبدالله نتیجه کامل نمی داد وزینب بعد از حادثه جانسوز دهم محرم سال 61 هجری پیام اساسی این خون های مقدس را از دشت خونین کربلا برای مسلمانان ابلاغ نمود. از این جهت در قیام کربلا حضرت زینب به عنوان هدایتگر حرکت عاشورا مطرح است.
ما دراین نوشتار به نقش زینب در حادثه کربلا به طور مختصر می پردازیم.

 

ضرورت اهل بیت امام در قیام عاشورا
آنچه مسلم است حادثه کربلا یک حادثه اتفاقی وتصادفی نبود بلکه حرکتی بود حساب شده وسازمان یافته شکل گیری کاروان آن حضرت هم یک امر اتفاقی نبود: یعنی این طور نبود که حضرت خانواده خود را ببرد تا آن ها درمدینه تنها نباشد و یا خواهرش زینب را همراه کاروان بیاورد چون به او علاقه زیاد دارد و.....
بلکه تمام اعضای کاروان امام نفر به نفر گزینش شده بودند بنابراین ساختار کاروان امام (ع) که برای آفرینش هنر عشق و ایمان به صحنه کربلا میرود و تا عاشورا را بیافریند یک ساختار سازمانی و تشکیلاتی بود و در تقسیم کارها هر کس نقشی را به عهده داشت یکی از گزینش های امام حسین (ع) که از یک طرف برای جهان اسلام و از طرفی دیگر برای جهان بشریت پیام دارد. گزینش زن هاست. این انتخاب توسط امام (ع) به عنوان قرآن مجسم و حجت خدا موضع ایشان را در برابر زن نشان می دهد زیرا در نهضت عاشورا سهم عمده ای بر دوش بانوان کاروان حسینی بود و واقعه عاشورا ماندگاری خود را مرهون ایثارگری و فداکاری های اهل بیت و زنان به خصوص زینب است1 استاد شهید مطهری: امام حسین (ع) اهل بیت خودش را حرکت می دهد و برای اینکه رسالت عظیمی را در تاریخ انجام دهند تا اینکه نقش مستقیمی در ساختن این تاریخ عظیم داشته باشد اما با قافله سالاری زینب2 واقعا زینب نگذاشت پرچم مبارزه علیه مفاسد آل ابیسفیان در دشت کربلا واژگون بماند. دکتر شریعتی می گوید: زینب در قیام عاشورا رسالت بزرگ بر دوش داشت و آن رسالت پیام شهیدان زنده اما خاموش است. زیرا پس از شهیدان او به جا مانده است و اوست که باید زبان کسانی باشد. که زبانشان را تیغ جلاد در سرزمین کربلا بریده است اگر زینب پیام شهیدان کربلا را به تاریخ نگوید کربلا در تاریخ می ماند و کسانی که به این پیام نیازمندند از آن محروم می شوند.3
رسالت زینب از عصر عاشورا آغاز می شود و زینب بعد از این از هر فرصتی برای رساندن پیام شهیدان استفاده می کرد و در عصر عاشورا هنگامی که چشمش به بدن پاره پاره شهیدان می افتاد عمر سعد را مورد خطاب قرار داده به عنوان سرزنش و ملامت به صورت تحقیر آمیز می فرماید: یابن سعد أ یقتل ابوعبدالله و انت تنظر الیه. ای پسر سعد آیا فرزند رسول خدا به شهادت می رسد و تو نگاه می کنی4 یعنی زینب می فرماید: ای پسر سعد چگونه تن به این ننگ و ذلت می دهی که فرزند عزیز پیامبر خدا را جلوی روی تو به شهادت رسانده اند و تو که ادعای مسلمانی داری در حالی که اسلام واقعی روی زمین افتاده است و تو این گونه بی تفاوت هستی.
ابن سعد که تا آن لظحه سر مست پیروزی و مغرور همیشه در فکر رسیدن به حکومت ری بود که این همه ننگ ها را برای رسیدن به آن به جان خریده بود سخنان زینب چون پتکی محکم و آهنین بر مغز او فرود آمد و افکار طلایی و پایه های کاخ غرور آمیز او را در هم ریخت و ناخواسته به گریه افتاد.5
و همچنین مرثیه ای که زینب در روز عاشورا بالای جسد پاک و مطهر امام ایراد نمود تأثیر عمیقی روی افکار لشکریان کوفه و شام گذاشت. آن هنگامی که زینب کنار جسد آمد رو به طرف مدینه نمود می فرماید: وا محمدا درود فرشتگان آسمان بر تو باد این حسین توست که جسدش به خون آغشته گردیده و اعضای بدنش قطعه قطعه گشته. وا محمدا این حسین توست که در این سرزمین به روی خاک افتاده و باد صبا بر پیکر او گرد و غبار می افشاند ای دریغا و افسوس که امروز جدم رسول خدا کشته شد.6
با دقت و تأمل در این جملات کوتاهی بانوی شجاع کربلا که در آن صحنه پر از رعب و وحشت به صورت مرثیه بیان می کند. به خوبی می توان درک کرد که زینب با چه شجاعتی! جنایات آنها را به رخشان می کشد و چگونه اعمال وحشیانه آنان را محکوم می کند! و چه بذری برای انقلابهای آینده در دل آنها و دیگران که این سخنان به گوششان می رسد می پاشد و چگونه ضد اسلامی بودن حکومت بنی امیه و عمال جنایتکار او را به گوش لشکریان می رساند! تا آن جا که می فرماید: امروز جدم رسول خدا کشته شد.
گویا زینب می خواهد بگوید امروز با کشتن حسین در حقیقت پیامبر خدا(ص) را کشتید قرآن احکام و شریعت مقدس او را کشتید زحمات و رنج های چندین ساله او را از بین بردید. زیرا امام حسین(ع) در این قیام و نهضت هدفی جز احیای احکام اسلامی و شریعت جدش نداشت و امام حسین(ع) به خاطر دفاع از حریم اسلامی کشته شد.7
آری زینب با بصیرت و بینایی کامل مانند مادرش فاطمه زهرا(س) از هر فرصتی به نفع دین و هدف مقدس برادر شهیدش استفاده می کند و برای به ثمر رساندن آن نهضت مقدس از این موقعیت حساس کمال بهره برداری را می کند گویا زینب می داند که این سخنان در آینده ای نزدیک به صورت حماسه هایی در خواهد آمد که با بیان آنها در مجالس و محافل همیشه و در طول تاریخ جلو ظلم و طغیان ستمگرانی چون یزید را خواهد گرفت به این جهت است که امام اهل بیت خود را خصوصا زینب را همراه خود می آورد و چنین حماسه ای می آفریند که تا ابد جاوید می ماند.

 

 

رسالت صبر زینب
بعد عظیمی از عظمت زینب در حادثه عاشورا که بخش بزرگی از رسالت زینب را تشکیل می دهد صبر زینب است اما نه صبر منفعلانه که هر فردی زبون به آن تن در می دهد و چاره ای جز قبولی ندارد بلکه صبر زینب صبر زهرایی و حسینی است و هدفدار.
صبری که سیاستمداران دنیا اگر در برابر آن قرار گیرند به ستوه می آیند همانطوری که صبرش حاکمان ستمگر بنی امیه را به ستوه آورد. زینب باتمام وجود در برابر ظلم و طغیان قد علم کرد و چنان با شهامت و صلابت ایستاد که تاریخ در برابرش به حیرت افتاد. تحمل و بردباری زینب در حادثه عاشورا هر انسانی را مات و مبهوت می سازد. مصائبی که بر زینب وارد شد اگر بر کوه ها وارد می شد آنها را می شکافت و به حرکتش در می آورد. ولی زینب در برابر همه آنها ایستاد و نلرزید و او مراحل حساس را در دوران حیات خود از کودکی و پس از آن گذراند که اوج شکوفایی آن را در حادثه عاشورا می بینیم. آنروز که زینب به جهت همراهی با رهبر نهضت عاشورا حرکت کرد نیک می دانست که در ورای آن چه توهین ها و اتهاماتی است. او می دانست که مبارزه کردن کتک خوردن و گرسنگی کشیدن و تحمل آه و ناله ی عزیزان دارد بناء او مقاومتی از خود نشان داده که کسی را توان ابراز آن نیست حتی او اشک و آه و ناله طبیعی را که هر مصیبت دیده ای در برابر مرگ عزیزان دارد پنهان می کرد و آثار غم و اندوه را از چهره خود می زدود. زینب آنچنان صبر کرد که در شهادت فرزندانش از خیمه بیرون نیامد زینب حتی هنگامی که جسد پاره پاره برادر را دید صبرش را از دست نداد و با نگاه به پیکر امام حسین(ع) گفت اللهم تقبل منا هذا القربانی خداوندا این قربانی را از آل محمد قبول کن.8
آری زینب به خوبی می دانست که دشمنان خانواده پیامبر(ص) در انتظارند تا کوچکترین واکنش یا کلامی را بشنوند که نشانه ای از ضعف یا پشیمانی خانواده پیامبر باشد این حقیقت باعث شد زینب(س) اندوه و غم را در درونی ترین لایه های احساس خودش در بند کشد و کلیدش را به دست های امید بخش عشق به خداوند دهد تا در لحظه هایی که رضای او بود دریچه دل بگشاید آره تنها و بهترین معیار و میزان شخصیت انسان در کوران حوادث شناخته می شود اگر انسان در چنین لحظات حراس انگیز تنها خود را نبازد و عجز از خود نشان ندهد بلکه چون کوهی پابرجا و استوار ماند. آزادمردان جهان در برابر عظمت روح بلندش سر تعظیم فرود می آورند. پیروزی بر مصائب و تسخیر نیروی پر ارزش صبر و ثبات زینب نشانه مقام و منزلت والا و ایمان راسخ دختر علی و فاطمه زهراست. و پیام انقلاب عظیم کربلا را به عنوان سرمشق زندگی جهانیان تا آخرین روزگار دنیا در صفحات تاریخ ثبت و دین مبین اسلام و شریعت محمدی(ص) را تا ابد جاودانه و ظلم و تجاوز را محکوم نمود.

دفاع از امامت و ولایت
زینب پاسدار خون شهیدان و رئیس کاروان اسیران آل محمد(ص) و پرستار امام و حامل رسالت عظیم و تاریخی است. رسالتی که مادرش زهرا به عهده اش نهاده رسالت دفاع از ولایت و امامت است.
زینب در مسیر زندگی خود راه مادر را در پیش رو گرفت. او دیده بود که مادرش در طول زندگی کوتاه اما پربار خود چگونه پابه پای امام علی(ع) حرکت کرد حتی دیده بود که فاطمه(س) چگونه جان خود را به خاطر دفاع از امامت وولایت فدا نمود او اینک به جای مادر است در شرایط و مرحله ای است که مقام ولایت نیاز به دفاع و حفظ و پرستاری دارد زینب حرکت می کند تا این وظیفه خطیر را در نهضت عاشورا به دوش گیرد زینب این رسالت عظیم را نیز به خوبی در دفاع از امام زمانش (زین العابدین) به خوبی انجام داد. دشمنان بارها قصد جان امام را نمودند ولی زینب با جان نثاری و با درایت خویش با شیوه های مختلف جان امام را نجات داد. نقش زینب در این مسئله به حدی بود که می توان مدعی شد اگر زینب نبود امام سجاد(ع) را کشته بودند.9
زینب در مجلس ابن زیاد به خوبی از امام سجاد دفاع نمود هنگامی که بین امام سجاد(ع) و ابن زیاد گفتگوی زیادی صورت گرفت و ابن زیاد در مقابل استدلال امام در تنگنا قرار گرفت همانگونه که شیوه ای مستبدانه است دستور به قتل امام داد اما زینب قهرمانانه به دفاع از امام بر می خیزد خطاب به ابن زیاد می فرماید بس است خون هایی را که از ما ریختی اگر قصد کشتن او را داری مرا هم با او بکش به خدا سوگند او کشته نخواهد شد مگر آنکه من نیز کشته شوم ابن زیاد ساکت شد و دستور داد دست از قتل امام بردارند.
در مجلس یزید که او مغرور از پیروزی خود بود خواست در حضور جمع قدرت نمایی کند به یاوه گویی و اهانت خاندان وحی پرداخت اما امام سجاد نگذاشت که این پیروزی در کام او شیرین آید. سخنانی گفت که یزید را شرمنده ساخت یزید دستور قتل امام را صادر نمود اما زینب برخاست فرمود یزید زمین را از خون خاندان وحی سیراب کردی آیا این تو را کافی نیست که اینک می خواهی از نسل پیامبر(ص) کسی بر زمین باقی نماند از سخنان زینب مجلس منقلب شد و یزید ناگزیر شد فرمان خود را پس بگیرد 11.

خطابه زینب در کوفه
در صحرای کربلا بزرگترین حماسه انسانی رقم خورده بود حماسه عشق حماسه هویت انسانی حماسه عاشورا پاسخ به این پرسش جاودانی بود که انسان از کجا آمده و به کجا می رود و آمدنش برای چه بود! گشودن این راز که تحقیقش به قول حافظ فسون و افسانه است در پرتو خونین عاشورا و در جوشش چشمه حقیقت خون حسین و اسارت اهل بیت خصوصا زینب ممکن شد.
پیکرهای غرق به خون در برابر دیدگان تاریخ در برابر دیدگان همه انسان ها از عاشورای سال 61 هجری تا به امروز تا قیامت به انسان می گوید که ره کدام است و مقصد کجا. اما پیام این پیکرهای غرق به خون را زینب با اسارت خود از کربلا تا کوفه و شام و برگشت به مدینه به مردم رساند اگر کاروان اسارت زینب نبود سر مبارک امام حسین(ع) با تمام جلال و عظمتش به تنهایی نمی توانست این پیام بزرگ را به مردم آنروز بلکه به تمام بشریت برساند زینب در سفر اسارت پرده تزویر تبهکاران اموی را درید همه جا با سخنان پر شور و آتشین خود اعمال ننگین و جنایات فجیع عمال ستم پیشه او را بازگو نمود.12
زینب با این رسالت بزرگ یعنی رساندن پیام شهدای به خون خفته صحرای کربلا و رهبری یک عده زنان و کودکان اسیر وقتی وارد کوفه شهر ستم شهر بزرگی که آنروز مرکز حاکمیت عراق بود و ابن زیاد و انسان های پست و بی ارزش زیادی را اجیر کرده بود که با برپا داشتن جشن و سرور و چراغانی دروازه های شهر و با شعارهای ضد علوی و پایکوبی و ساز و آوازها و هلهله ورود اسیران را جشن بگیرند و با طرح چنین شعارهایی می خواستند امام حسین را یاغی و خارج از اسلام معرفی کنند تا مردم فرصت ارزشیابی و تفکر درباره پیامد جنایات بسیار ننگینی که مرتکب شده اند پیدا نکنند زینب در حالیکه خسته و افسرده است و چند روز است که گرسنه وتشنه داغ های زیادی را دیده می خواهد فریاد بزند بر سر حاکمان ومردمان پست وزبون گویا زینب می خواهد صدای ظلم یزید و نعره های غرور ابن زیاد را به گوش مختار ثقفی که او نیز در ظلمت زندان پسر مرجانه ودر قید وبند است برساند او می خواهد صدای حق خواهانه خود را به آن دارالاماره که مسلم آن مرد آزادیخواه و غیور را نامردانه محکوم به مرگ نمودند برساند می خواهد بگوید که صدای آن بزرگ مرد تاریخ که در دارالاماره بر سر ظلم ستم و طاغوت فریاد زد وحقانیت امام حسین را برای مردم آشکار ساخت خاموش نخواهد شد و تا تاریخ هست و ظالم وجود دارد این فریادهای حق طلبانه خواهد بود. زینب می خواست با سخنرانی در شهر کوفه دوباره صدای علی (ع) را بعد از چندین سال در گوش مردم حیله گر وروباه صفت کوفه برساند وصدای خود را به آن نخلستانی که امام شبانه می رفت سر درچاه فرو می برد واز مردم کوفه شکایت می کرد و آن ها را نفرین می نمود برساند و با امام همنوا شود واز مردم کوفه شکایت نماید او می خواهد دروغ های یزید را وخطاهای بنی امیه را آشکار کند وبا فریاد خود مردمی را که با پستی و نفع طلبی دست و پای خود را به زنجیر اسارت بی چون و چرای اموی بسته اند بیدار کند.13
زینب می خواهد سخن بگوید اما شرایط سخن گفتن برای آن بانو آماده نیست زیرا یک خطیب آن هم اگر بخواهد در محیط طوفانی و حساس سخن بگوید باید دارای شرایط زیر باشد .
1ـ گویندهسخن باید تحت فشار هیچ عامل درونی (مانند گرسنگی وتشنگی که موجب رنج اوست نباشد تا با فکر آرام وتسلط کامل سخن بگوید: اما زینب کبری فاقد چنین شرطی بود. 2ـ گوینده سخن باید با مردمی سخن بگوید که به او نظر منفی نداشته باشد وبا دید احترام به او نگاه کنند. اگر خطیب در اجتماعی سخن بگوید که شنوندگان با حقارت به او نگاه کنند بدون تردید فکر آرام و خاطر آسوده ندارد متاسفانه برای زینب این شرط هم آماده نبود. اکثر مردم کوفه با اون ها به دید خارجی که مردانشان علیه حکومت قیام کرده کشته شده وزنان وفرزندان آنها اسیر گردیده نگاه می کردند.
3ـ گوینده باید در محیط بی سروصدا سخن بگوید ولی زینب خطابه خود را در محیطی ایراد کرد که از آرامش خبری نبود.
4ـ خطیب هنگامی می تواند گفتار خود را کامل ومسلط ایراد کند که ترسی را بر خود احساس نکند زیرا ترس خود عاملی است که اجازه نمی دهد گوینده مطالب خود را درست بیان کند اما زینب در شرایطی سخن می گوید که اولاً در حال اسارت است وثانیاً ده هزار مرد مسلح بر مردم شهر نظارت می کند .
5ـ یک سخنران باید در برابر مناظر ناراحت کننده قرار نگیرد ولی این شرط هم برای زینب فراهم نبود زیرا سرهای شهدا بالای نیزه از یکسو واز سوی دیگر زنان و کودکان میان محمل در شرایط سخت جلو چشم مردم قلب زینب را آزار می داد. با این همه بانوی قهرمان کربلا تصمیم گرفت سخن بگوید.14
کوفه زمینه ای آماده برای ابلاغ پیام بود مردم عهد شکن وسست عنصر که به تعبیر امام علی (ع) با هر بادی به سویی می رفتند سخنان زینب هرکلمه اش مثل خون شهیدان عاشورا برنده تعیین کننده است کلمات زینب گویا جریان مذاب آتش بود که از قلب پر دود وآتش فشانش فواره می کرد سرهای شهیدان در برابر چهره های پر غم و نجیب خانواده پیغمبر (ص) درکنار زنجیر بر دست زین العابدین (ع) که هنوز از تب می سوزد و ....
با دست به مردم اشاره کرد که ساکت شوید تنها روح نیرومند او می توانست صدای هلهله و شادی و نیز گریه مردم کوفه را آرام کند. مردم آرام شدند شتران واسبان که اسیران بدون جهاز بر پشت آنان بود ایستاد و زنگها از صدا افتاد.
زینب (ص) شروع به سخن گفتن می کند . ابتدا خداوند را ستایش می کند وپس از آن چنین می فرماید :« مردم کوفه مردم مکار مردم فریبکار ومردم خوار بگریید که همیشه دیده هایتان گریان وسینه هایتان بریان باد و ......
«...و تا آن جا که می فرماید قلب رسول خدا را خون کردید و حرمت او را شکستید و کار عظیم و گناه بزرگی مرتکب شدید گناهی که زمین را پر کرده و آسمان را گرفته و تار ساخته آیا اگر از آسمان به خاطر این غم خون بریزد تعجب خواهید کرد. باری عذاب خداوند در آخرت سخت تر وذلت آور است و ...»15
وقتی خطبه زینب به پایان می رسد چنان غلغله در شهر کوفه ایجاد می شود که گویا قیامت در شهر کوفه برپاست واقعاً زینب چه گفت که این قدرشور و هیجان در شهر کوفه دربین مردم ایجاد شد آری زینب خطبه خود را با حمد وثنای خدای متعال آغاز می کند و خود را معرفی میکند تا کسانی که در خواب غفلت است بیدار شود سپس به سرزنش مردم کوفه می پردازد و آنها را اهل مکر حیله و تزویر معرفی می کند. و آنهایی را که از شدت هیجان به گریه آمده بودند مورد سرزنش قرار می داد که مگریید آیا حال هنگام گریه است. به آنها هشدار می دهد که بد زمینه ای را برای خود بوجود آورده اید و بد سرنوشتی را برای خود پدید آورده اید.
وچه ننگی را با شهادت رساندن امام مرتکب شده است که هرگز از دامانشان قابل شستشو نیست زینب به آنان هشدار می دهد که هرکس لیاقت حکومت را ندارد رهبر امت باید کسی باشد که پشتیبان مردم ستمدیده ومظلوم و پاسدار آزادی وعدالت و تامین کننده حقوق مردم و مجری احکام الهی باشد او نشان داد که حکومت موجود حکومت فاسد اهل ریا وتزویر دارای ظاهری خوش ودرونی فاسد است که لیاقت حکومت بر مسلمین را ندارد زینب با سخنرانی خود درشهر کوفه حقایق دردناک عاشورا را بیان کرد و پیام خون شهدای کربلا را به مردم کوفه رسانید تا ابن زیاد نتواند آنرا تحریف کند اگر این خطابه آتشین زینب نبود ابن زیاد می توانست کوفه را همچنان در حالت بی خبری نگهدارد و این داهیه بزرگ را بسیار کوچک و ناچیز جلوه دهد.16
آری اگر سخنان سوزناک زینب نبود که حقایق را بی پرده بیان کند و وضع رسوا و شرمگین کوفه را برای آنان آشکار ساخت باز هم می توان گفت که مردم کوفه درصدد بر می آمد تا برای جبران گذشته ننگین خود آنگونه از قاتلان امام ویارانش پاک و انتقام بگیرد اینجاست که به ارزش حیاتی خطابه زینب از نظر نهضت پی می بریم و نقش عظیم آنرا در توجه دادن افکار مردم به خاندان وحی و ایجاد بغض و عداوت در دلهای آنان نسبت به حکومت ودودمان بنی امیه به خوبی درک می کنیم.
مرحوم دکتر محمد ابراهیم آیتی چنین می گوید: « از بزرگترین اشتباه و خطای سیاسی سردمداران حکومت فاشیستی بنی امیه این بود که ترتیب اسارت اهل بیت رسالت را فراهم کردند آنها در این اسارت ضربت کوبنده ای را بر پیکر فاسد اموی ها کوبیدند و عوامل سقوط و واژگونی آن حکومت را فراهم ساختند.»17
آری پندار حکومت اموی این بود که یک عده افراد زبون و درمانده را اسیر کرده و برای سند قدرتمندی خود به این دیار وآن دیار می برد اما غافل از اینکه هریک از این اسیران مبلغان ورزیده و سخن ور توانمند برای تبیین حقایق اسلام وهدف نهضت شهدای کربلاست.

موضع گیری زینب در مجلس ابن زیاد
هنگامی که اسیران وارد مجلس ابن زیاد می شود همه ابزار برای شکستن روحیه آنان در ظاهر امر فراهم بود زیرا تمام مردم پیمان شکن کوفه از اشراف وبزرگان روسای قبایل که خود دعوت کننده امام حسین (ع) و خانواده پیامبر بودند تا فرماندهان سپاه که دستشان به خون امام حسین (ع) و فرزندان پیامبر(ص) آغشته بود حضور داشتند و سرهای شهیدان که هریک سلسله ای از خاطرات را پیش روی زینب رهبر کاروان زنده می کرد تابلویی بود در برابر دیدگان اسیران.
ابن زیاد سر مست از پیروزی که در کربلا نصیب اوشده بود رو به سمت زینب نمود گفت: سپاس خدای را که شما را رسوا کرد و کشت قصه وادعای شما را دروغ گردانید در چنین شرایط حساس زینب به خاطر آن وظیفه بزرگی که بر دوشش بود سکوت نکرد و روبه ابن زیاد نمود فرمود سپاس خداوندی را سزاست که ما را به وجود محمد (ص) گرامی داشت و ما را پاک و پیراسته گردانید نه چنان است که تو می گویی بلکه تبهکار رسوا و بدکار تکذیب می شود.
ابن زیاد دوباره گفت: کیف رایت صنع الله باخیک ( یعنی کار خدا را با برادرت چگونه دیدی) ابن زیاد با این گفتار خود می خواست حوادث کربلا را تحریف کند وشهادت حسین (ع) و یاران او و پیروزی ظاهری خود را به حساب خداوند واراده وخواست اوبگذارد وامر را بر بزرگان کوفه مشتبه سازد و آن را صنع الله بخواند زینب در جواب گفت: جز زیبایی ندیدم. شهادت برای آنان مقدرشده بود به سوی قربانگاه خویش رفتند به زودی خداوند آنان وتو را در محکمه عدل الهی فراهم آورد تا در پیشگاه خداوند متعال استدلال کنید که چه کسی حق است و چه کسی نا حق .
وببین که چه کسی پیروز رستگار است و چه کسی ذلیل و شکست خورده . مادرت به عزایت بنشیند پسر مرجانه .18
آری زینب در مجلس ابن زیاد با بیان رسا به گوش همگان رساند که رسوایی و شکست در قاموس اهل حق وجود ندارد. آنان پیروز دائمی میدان مبارزه هستند و حتی هنگامی که در خون خویش می غلتند و یا لباس اسارت به تن می نمایند باز پیروزند و اما اهل باطل دراوج غرور ومستی پیروزی های ظاهری شکست خورده ومفتضح ورسواست. بنابراین شکست وپیروزی در نزد اهل حق معنای دیگری دارد وبا ملاک و میزان های دیگری ارزیابی می شود غیر از معنایی است که در نگاه ظاهربینان وسطحی نگرهاست. واقعاً شگفت آور است هنگامیکه ابن زیاد می گوید جریان کربلا را چگونه دیدی. زینب مانند زن ستم دیده وکسی که شهادت فرزندان و برادران را با چشم دیده احساساتی نمی شود بلکه جواب دندان شکنی به ابن زیاد می دهد و می گوید جز زیبایی ندیدم . آری از نگاه زینب کربلا زیباترین تابلویی است که در عالم بشریت ترسیم شده است و برترین حقایق در محسوس ترین شکل در آن نقش بسته است.
زینب دانش آموز مکتب امام العارفین حسین بن علی (ع) است که در دعای عرفه خویش با صراحت بیان می کند :« بار الها با پی درپی بودن آثار تو و دگرگونی حالت های آنها دریافتم که مقصود تو از خلقت من آنست که تو خود را در هر چیزی به من بشناسانی تا اینکه نسبت به تو در هیچ چیزی جاهل نباشم.19
بنابراین اگر زینب می گوید: ما رایت الا جمیلا. برای اینست که شهود اسماء و صفات حق در متن حوادث ومحیط بر همه اشیاء که قطعاً توام با شهود اجمالی و زیبایی حق می باشد جایی برای مشاهده غیر زیبایی نمی گذارد در صحنه کربلا رفتارهای بسیار زشت و نا پسندی از دشمنان امام حسین(ع) صادر شد که نشانگر انتخاب بسیار ناشایست آنان بود وموجب سقوط وانحطاطشان از مرتبه انسانی شد اما ظلمت رفتار آنان فضایی را بوجود آورد که همه چشم های بینا غرق درتماشای انتخاب زیبایی امام حسین شدند چنان در این زیبایی خیره ماندند که فرصتی برای مشاهده زشتی ها با قی نماند بدیهی است نگاه نافذ زینب که در دامان علی و فاطمه تربیت یافته بیشتر و بهتر از دیگران متوجه آن زیبایی ها بود چون ازعمق زیبایی ها نیز خبر داشت که چه گل های زیبا در صحرای کربلا پرپر شده است لذا است که در جواب ابن زیاد با شجاعت تمام می فرماید: مارایت الاجمیلا. زینب با این سخنان خود چنان ابن زیاد را با آن غروری که از پیروزی کربلا برایش حاصل شده بود کوبید. به طوریکه ابن زیاد فوراً فرمان قتل زینب را صادر کرد اما مردی از میان مجلس برخاست گفت امیراوزن است وسخن زن اعتبار ندارد ودست از قتل زینب برداشت .20
واقعاً آرامش وتسلط زینب کام ابن زیاد را تلخ کرده بود جشن و پیروزی را به مجلس ماتم و عزا تبدیل نمود بنابراین زینب در مجلس ابن زیاد هم از عهده آن رسالت بزرگ سرافراز برآمد و پیام شهیدان کربلا را به گوش همه رساند.

روشن گری زینب در شام
شام پایتخت حکومت و قدرت دودمان بنی امیه و شهریست که بغض و عداوت خاندان علی سراسر مردم آن شهر را فرا گرفته مردم شام ده ها سال است که تحت تربیت مستقیم معاویه ودودمان ابوسفیان قرار دارند دستگاه وسیع تبلیغاتی معاویه توانسته بود نسل حاضر شام را بر کینه وبغض شدید نسبت به علی و فرزندان وی پرورش دهد و رهبری افکار و عقاید آنان را به عهده گرفته بود موقعیت حکومت فرزند معاویه هنگام ورود اسرا به شام از هر نظر به حدی تحکیم یافته بود که اگر یک ارتش بسیار مجهز و نیرومند می خواست در آن شرایط بر آن شهر مسلط گردد وقدرت یزید را متزلزل سازد امکان پذیر نبود.
اما سپاهی که امام حسین به فرماندهی زینب به سوی شام فرستاد حکومت فرزند معاویه را سخت دچار اضطراب نمود همان سپاهی که هنگام حرکت از مکه امام حسین (ع) درباره آن به محمد حنیفه فرموده بود خداوند می خواهد این زنان وکودکان را اسیر ببیند اما سراین اسارت درکوفه وخصوصاً در شام به روشنی آشکار گشت واین سپاه با سلاح های کوبنده ای که در اختیار دارد یعنی با همان بازوهای به ریسمان بسته و از همه مهم تر با آن زبان گویا ومنطق کوبنده آن چنان قدرت وحکومت یزید را متزلزل ساخت که برای حکومت بنی امیه قابل پیش بینی نبود درچنین شهری که حتی علی را مسلمان نمیداند اما بعد از چند مدتی مردم برای فرزند علی مرثیه خوانی می کند ویزید را لعن ونفرین می نماید.21
اما وقتی اسیران را وارد مجلس یزید کردند آن قدر یزید از این پیروزی مغرور بود که شروع به خواندن اشعاری کرد که سراسر کفرآمیز بودند: ای کاش اجداد مشرکم که در جنگ بدر به دست پیامبر کشته شده بودند اینک دراین مجلس حضور داشتند می دیدند که من چگونه انتقام آنها را از فرزندان محمد (ص) وعلی (ع) گرفتم و اگر آنان عمل مرا می دیدند قطعاً می گفتند یزید دستت درد نکند که چه خوب آنها را کشتی . وهم مسئله وحی ونبوت را به سخره گرفت لعبت هاشم باالملک فلا خبر جاء ولا وحی نزل.22
این جاست که باید کاروان تبلیغی حسین بن علی حساس ترین وظیفه حیاتی خود را انجام دهند و در مقابل سخنان کفر آمیز یزید به شدت به مقابله برخیزند چون آنان اسارت را پذیرفتند تا اسلام را از اسارت حکومت یزید نجات بخشد آنها این بار گران مصیبت را تحمل کردند تا از هستی اسلام و موجودیت آن دفاع کنند. پس اکنون باید در مقابل یاوه گویی های یزید دادسخن دهند و با منطق کوبنده آن مرد مغرور ومست را برجایش نشانند چگونه ممکن است خاندان وحی در مجلس یزید ساکت باشد و آن ناپاک ناسزا بگوید ومقام نبوت را انکار کند این جا بود که دختر علی همانند مادرش زهرا برای دفاع از اسلام از جا برمی خیزد و با یک جهان شهامت در برابر یزید پیام خون هایی را که در راه دفاع از نبوت و ولایت ریخته شده بود به مردم می رساند. ورسالتش را انجام می دهد زینب یزید را مورد عتاب قرارمیدهد ومی فرماید ای یزید با برنامه ای که درباره ما اجرا کردی گمان داری پیش خدا کار مهمی انجام داده وما را خوار کرده ای اینکه با غرور به اطراف خود نگاه می کنی به این جهت است که دنیا را به کام خویش می بینی ای یزید این چنین نیست خدا را فراموش نکن که عاقبت بدکاران را دوزخ معین کرده وبه کافران مهلت داده تا فرصتی بیابند و بر گناه خویش بیفزایند.
آری زینب در خطبه خود به یزید هشدار می دهد ومیگوید یزید تو با این جنایتی که مرتکب شده ای به خودت خیانت کرده ای زیرا به زودی در محکمه عدل الهی به رسول خدا (ص) وارد می شوی وباید جوابگوی خونی باشی که از ذریه او بر زمین ریخته ای وآنگاه ای یزید به او چه می گویی وای یزید به خدا قسم نمی توانی فروغ وحی را خاموش سازی ویا ننگ وعار را از دامان خویش پاک کنی.23
زینب دراین خطبه به مردم می فهماند که دستگاه حاکمه نه تنها عدالت ندارد بلکه از نخستین مسائل اصولی و انسانی هم دور و برکنار است زیرا در حضور کودکان داغ دیده به سر بریده پدرشان چوب می زند زینب با خطبه ای که در مجلس یزید ایراد فرمود زشتی های بنی امیه را آشکار ساخت و اسرار آنها را برای مردمیکه تا آنروز آنها را خلیفه مسلمین می دانستند بر ملا ساخت و زینب با موضع گیری های خود نقشه های چهل ساله بنی امیه را نقش برآب کرد و جشن ها را به سوگواری مبدل نمود ومردم را در جریان عادی وطبیعی قضیه کربلا قرار داد و یزید آن مرد ستمگر و ظالم را وادار به عذر خواهی نمود ورسالت خود را که رساندن پیام خون شهیدان راه آزادی و آزادگی بود برای همه رسانید و دشمنان آنان را رسوا نمود.
نتیجه: آن چه از این نوشتار می توان نتیجه گرفت این است که زینب با اسارت خود در کوفه وشام وفداکاری های بی نظیر در سرزمین کربلا بعد از عصر عاشورا وظیفه ای که بر عهده اش گذاشته شده بود به خوبی انجام داد زینب در جریان اسارت با سخنرانی های روشنگرانه تمام تبلیغات شوم حاکمان بنی امیه را خنثی کرد وجنایات آنان را افشا نمود وبا سخنان خود در کوفه و مجلس ابن زیاد ومجلس یزید در شام و درتمام شهرهایی که زینب به عنوان اسیر از آن شهرها عبور نمودند دنیای آنروز را تکان داد و مردم را از خواب غفلت بیدار نمود وبه مردم فهماند که این افراد با این مغزهای الکلی و افکار پلید وسیاه حق حکومت بر مسلمانان را ندارند وبه مردم فهماند که اگر زندگی شما انسان ها در سایه رهبری این افراد منحرف اداره شوند مقدسات اسلام، حیثیت و استقلالتان در مخاطره هست ودریک کلام زینب در این اسارت رسالت خود را که پیام حق خواهی وحق طلبی بود به همه مردم رسانید. پایان

پی نوشتها
1ـ شبیری، اعظم، سیمای حضرت در آینه تاریخ، تهران: نشر مهاجر (1385) ص105 .
2ـ مطهری،مرتضی، حماسه حسینی، تهران 1375 ، ص 332، انتشارات صدرا.
3ـ شریعتی ، علی، حسین وارث آدم ، تهران: نشر دفتر تدوین ـ و تنظیم آثار (1362)، ص304.
4ـمهاجرانی،سید عطاءالله، پیام آور عاشوراـ تهران ـ 1371ـ ص 225، انتشارات اطلاعات.
5ـ همان ـ ص 228
6ـ ابومخنف، مقتل الحسین ـ قم ـ ص 190، انتشارات بنی الزهرا.
7ـ محلاتی ، ذبیح الله، ریاحین الشریعه، ج 3 ، تهران ـ ص 144، دارالکتب اسلامیه.
8ـ موسوی المقرم ، عبدالرزاق ، مقتل الحسین ـ منشورات مکتب بصیرت ـ ص 129، قم.
9ـ قائمی ، دکترعلی ، زندگانی حضرت زینب ـ انتشارات امیری ـ سال 1372 ـ ص 239
10ـ سید ابن طاووس ، لهوف ، انتشارات سرور ـ 1384 ص 96
11ـ قمی شیخ عباس، نفی المهموم ـ موسسه انتشارات هجرت ـ 1381ص 420
12ـ مغنیه، محمد جواد، بانوی شجاع زینب کبری ـ قم ـ ص 151، انتشارات خزر.
13ـ همان ص 154
14ـ هاشمی نژاد، سید عبدالکریم، درسی که حسین به انسان ها آموخت ـ انتشارات فراهانی ـ 1342ـ ص 220
15ـ قمی ، شیخ عباس، منتهی الامال ـ انتشارات نوید اسلام ـ قم ـ ص 548، 1386.
16ـ مقیمی ، محمد، خطابه زینب کبری پشتوانه انقلاب حسین ـ انتشارات سعدی ـ تهران ـ ص 284
17ـ ابطحی ، مهدی ، زینب بزرگ بانوی جهان ـ سازمان انتشارات اشرفی, تهران ـ ص 85.
18ـ رسول محلاتی ، سید هاشم ، نگاهی کوتاه به زندگی زینب کبری ـ دفتر تبلیغات اسلامی، ص 85، قم 1380.
19ـ جعفری ، محمد تقی ، نیایش امام حسینی در صحرای عرفات ، تهران ص 93، تدوین ونشر آثار علامه جعفری.
20ـ سپهر، میرزا محمد تقی ، ناسخ التواریخ (حالات امام حسین) جلد 3 ، تهران ـ ص 119، انتشارات کتابچی.
21ـ هاشمی نژاد، سید عبدالکریم، درسی که حسین به انسان ها آموخت ـ انتشارات فراهانی ص 323
22ـ طبری ، محمد جریر، تاریخ طبری ـ موسسه الاعلمی للمطبوعات ـ بیروت ـ ص 649
23ـ قائمی ، علی ، زندگانی حضرت زینب ـ انتشارات امیری ـ 1372 ـ ص 317

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید