• 1
  • 2

فقرو ثروت از منظر قرآن

فقرو ثروت از منظر قرآن

 

نویسنده : سید علی حسینی

چكيده:

دراين تحقيق تعريف فقروثروت،انواع فقر،نكاه دين به ثروت،جمع بندي آيات وروايات بظاهر متعارض وراز تفاوتهاي اقتصادي ازمنظرقرآن وحديث موردبر رسي قرار گرفته است.

 

 

كليدواژه ها: قرآن، حديث، فقروثروت. اقتصاد.

1

پيشگفتار:

نظام ارزشمند اسلام، خوشبختي دنيا و‌آخرت انسان را به طور همزمان مورد توجه قرار داده و دنيارامزرعه اي آخرت معرفي نموده است .

براين مبنا به هر رفتار اقتصادي مفيد كه در حوزة ،ارزش‌هاي اسلامي مجاز باشد، انجام آن مطلوب و شايسته است.

مدلها و الگوهاي اقتصادي از آن جا كه به شدت تابع شرايط زماني و مكاني مي باشد، قابل تجويز و ارائه به طور كلي از سوي مكتب اسلام نبوده است . اما قوانين ثابت و هميشگي حاكم بر آنها ، در منابع اسلامي بيان شده‌اند .در اين مقاله برآن شديم تاتحقيقي در جهت شناخت آموزه‌هاي قرآن درمورد فقر وثروت ارائه دهيم.

نظر قرآن راجع به ثروت :

ما آنگاه كه مي‌خواهيم نظري به ايده‌هاي اقتصادي قرآن بيفكنيم اول بايد ببينيم نظر قرآن دربارة ثروت و مال چيست؟ ممكن است كسي بپندارد كه قرآن اساساً ثروت را مطرود و به عنوان يك امر پليد و دورانداختني مي‌شناسد اما چيزي كه پليد و مطرود باشد. كه آن چيز را بدست نياوريد، دست به آن نزنيد، استفاده نكنيد. همچنانكه دربارة‌مشروب چنين مقرراتي آمده است : لَعَنَ الله بايغها و مًشْتَريها و آكِلَ ثَمَنها و ساقيها و شاربها .

جواب اين است كه قرآن مال و ثروت را تحقير نكرده، قرآن با هدف قرار دادن ثروت، وبا اين كه انسان فداي ثروت شود مخالف است.به عبارت ديگر اينكه انسان پول را به خاطر خود پول و براي ذخيره كردن بخواهد مخالف است: «وَ الَّذِينَ‌يَكْنِزُونَ‌الذَّهَبَ‌وَ‌‌الْفِضَّةَ‌وَ‌لا‌يُنْفِقُونَها‌فِي‌سَبِيلِ‌اللَّهِ‌فَبَشِّرْهُمْ‌بِعَذابٍ‌أَلِيمٍ‌توبه/34»آياتي‌وجود‌دارند‌كه‌نقش‌پول‌را‌در‌فاسد‌كردن‌شخصيت‌انساني‌بيان‌مي‌كنند‌و‌به‌همين‌دليل‌نيز‌ثروت‌پرستي‌را‌مطرود‌كرده‌است.«اِنَّ‌الاِنسانَ‌لَيَطَغْي،‌اَنْ‌راه‌اسْتَغْني‌»‌علق‌/6»« زُيِّنَ لِلنَّاسِ‌حُبُّ‌الشَّهَواتِ‌مِنَ‌النِّساءِ‌وَ‌الْبَنِينَ‌وَ‌الْقَناطِيرِ‌الْمُقَنْطَرَةِ‌مِنَ‌الذَّهَبِ‌وَ‌الْفِضَّةِ‌وَ‌الْخَيْلِ‌الْمُسَوَّمَةِوَالْأَنْعامِوَالْحَرْثِ‌ذلِكَ‌‌‌مَتاعُ‌الْحَياةِ‌الدُّنْيا‌وَ‌اللَّهُ‌عِنْدَهُ‌حُسْنُ‌الْمَآبِ‌‌‌عمران/14
اما قرآن دفاع از مال را در حكم جهاد و كشته شدن در اين راه را شهيد تلقي كرده است وخود ثروت را در كمال صراحت به عنوان « خير » ناميده است. كُنتَ عَلَيكُمْ اذِا حَضَرَ اَحَدَكُمُ الْمَوْتُ اِنْ تَرَكَ خَيْراً الوَصَّهُ لِلْوالدينِ و الاَقْربَين » بقره 180 آشنا شدن با فهم كلام الهي از اهميت والايي برخوردار است و اين امر،‌ جز با   با مقايسه وتطبيق  فقر ثروت در قرآن ميسر نخواهد بود  .

 

مفهوم شنا سي

تعريف ثروت:

ثروت بمعناي داراي،توانگري،مال بيسار،مكنت،دولت،و...آمده است.[1]

تعريف فقر:

فقر به معنای نداری، بدبختی، وابستگی، تلخکامی  و...

 

فقير در اصل به معنای کسی است که مهره های پشت و ستون فقرات او شکسته باشد و چون فقر و احتياج، به منزلة شکسته شدن ستون فقرات است، از اين جهت آنرا فقر ناميده اند[2]. هر فرد و جامعه ای که دچار کمبود وسائل لازم زندگی شود، توان تهيه و استفاده از غذا، لباس، مسکن، بهداشت و آموزش کافی را در اختيار نداشته باشد، از اين جهت در بحرانی از مشکلات اقتصادی و نابسامانيهای زندگی به سر برد، فقدان وسايل رفاه بخش زندگی و کمبود مواد غذايی بشدّت افراد را رنج دهد، سوء تغذيه توان اکثريت مردم را نابود می سازد.

به اين بلائی خانمان سوزی که به هيچ کس رحم نمی کند فقر گفته می شود.

 

انواع فقر

1- اول، فقر که ناظر به نيازهای انسان و هر موجود زنده ای برای ادامة بقا است. از اين لحاظ چون انسان برای صيانت ذات خويش نياز مادی دارد همواره فقير است.

ا ين نوع فقر با توّجه و بينش عميق تری نيازمندی انسان را مورد توجه قرار می دهد.

 

2- دوم، فقر الی الله که نياز دائمی انسان به خالق متعال است. اين نياز اعم از نيازهای مادّی و معنوی می باشد«يا اَیُّهاَ النّاسُ اَنتُمُ الفُقَراءُ اِلی اللهِ وَ اللهُ هُوَ الغَنیُّ الحَميدُ»(فاطر،15)«ای مردم شما (همگی) نيازمندی به خدائيد؛ تنها خداوند است که بی نياز و شايستة هر گونه ستايش است.

3- سوم، فقری که جنبة روانی و ذهنی دارد(فقركاذيب)، و آن حالتی است که انسان قانع به ارضای نيازهای خود تا حد معمول نباشد و دچار نوعی افزون طلبی و حرص و ولع شود.

 

4 – چهارم ،فقر مرسوم يعنی عدم تأمين نيازهای مادّی است که اين آيات به آن اشاره دارد. «اَن يَکُونُوا فُقَراءَ يُغنِهِم اللهُ مِن فَضلِهِ...»(نور،24)«اگر فقير و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بی نياز می سازد».

«انَّما الصَّدَقاتُ لَلفُقَرآءَ و المَساکِینِ....»(توبه،60) «زکاتها مخصوص فقراء و مساکين ... است».

 

 

 

فقر مثبت و منفی

1- فقر انتخابی مثبت

 

گاهی گزينش فقر به سبب اهداف عالی الهی است، مانند حضرت محمّد (ص) و حضرت خديجه (س) که بخاطر پيش برد اهداف بلند اسلام و مقابله با دشمنان اسلام از آن همه مال و ثروت گذشتند.

يا آنجا که حضرت علی (ع) می فرمايد: «خداوند بر پيشوايان واجب کرده است، که مانند تهي دست ترين افراد جامعه زندگی کنند.[1]

يا در احوالات انديشمندان و عالمان دينی می خوانيم که آنها فقيرترين مردم زمان خود بودند، بعلت آنکه آنها برای رسيدن به هدف بالاتری ناخواسته گرفتار فقر و تهي دستی شدند که هرگز خودشان دنبال فقر نبوده اند.

گاهی افراد يک جامعه در فقر خود نقش ندارند بلکه فقر بر آنها تحميل می شود.گاهی فقر نتيجه بلاها و حوادثی طبيعی (زلزله، سيل، طوفان) است. گاهی فقر بدليل عدم امکانات شغلی و نابسامانيهاي  عمومی است.

 

2-فقرانتخابي منفي

گروهي نيز بخاطر برداشت غلط از منابع ديني و نداشتن اطلاع كافي از دين، فقر را انتخاب مي كنند، آگاهانه يا نا آگاهانه كاري مي كنند كه نتيجه اي جز فقر ندارد .زيرا فقط به آن بخش از آيات قرآن وروايات رسيده ازمعصومين(ع)كه دنيارامذمت وفقرا تحسين ميكندتوجه كرده اند،بدون آنكه سبب آنرابرسي كنند.به اين علت ضروري است فقروثروت ازمنظرقرآن وروايات موردبرسي قرارگيرد.

 

نگاه دين به فقرثروت

(الف)نگاه منفي:

1- آيات :

« وَ مَاالحَيوةُ الدُّنيا اِلّا مَتاعُ الغُرُور»(حديد،20) زندگی دنيا چيزی جز متاع فريب نيست.

« قُل مَتاع الدُنيا قليل ...»(نسا،77) بگو (ای رسول ما) سرماية زندگی دنيا، ناچيز است.

« وَ مَاالحَيواة الدُّنيا اِلّا لَعِبُ وَّ لَهو«(انعام،70،29) «زندگی دنيا چيزی جز بازی و سرگرمی نسيت».

 

 

2-روايات :

قال علی (ع):« وَ اَنَّ دُنياکُم عِندي لَاَ هوَنَ مِن وَرَقَة فی فَم جرَادَةٍ تَقضَمُها. وَ ما لِعَلیٍّ وَ لِنَعيمٍ يَفنی، وَلذَّةٍ لا تَبقی...» [2]«همانا اين دنيائی آلوده شما نزد من از برگ جويده شدة دهان ملخ پست تر است! علی را با نعمت های فناپذير، و لذّتهای ناپايدار چه کار؟!»

قال علی (ع):«وَ اللهِ لَدُنياکُم هذهِ اَهونُ فِی عَينی مِن عَراقِ خِنيزيرٍ فی يَدَ مَجذُوم[3]ٍ»«به خدا سوگند!اين دنيای شمادرديدة من ازاستخوان خوکی که در دست جذامي باشد پست تر است.»

قال علی (ع): «فَانَّما مَثَلُ الدُّنيا مَثَل الحَيَة: لَيَن مَسُّها، قاتِلُ، سمُّها»[4]«مثل دنيا مثل مار است، که پوستی نرم و زهری کشنده دارد»

«ثروَۀُ الدُّنيا فَقرُ الاخِرَۀ»  « فراواني مال دنيا سبب بيچارگي آخرت است ».

«طالبُ الدُّنيا تفوتهُ الاخِرة» « خواهان اين دنيا آخرت را از دست مي دهد»

عده اي بدون تأمل در مضامين اين آيات وروايات و سبب آن، به فقري كه دارند دل خوش كرده و هيج تلاشي براي رهايي از آن انجام نمي دهند.

اين روايات ناظير به جاي است، كه افراد، دنيا را بر آخرت ترجيح داده و تمام هم وغم آنها دنيا بوده و از خدا و روز واپسين فراموش كرده اند

 

3- روايات در تاييد فقر و دوري از دنيا.

قال علی (ع):« اَلفَقرُ مَخزُونُ عِندَاللهِ بِمَنزَلَةِ الشَّهادَةِ یُوتيهِ اللهُ وَ مَن يشاءُ».[5]«فقر در خزانه الهی همانند شهادت است که خداوند به هر کس بخواهد عطا می فرمايد.

قال رسول اللة (ص):الفقرفَخری وَ بِه ِافتَخَر عَلی سايرِ الاَنبيأِ»[6]«فقر برای من فخر است و به آن به ساير انبيا افتخار می کنم».

فقری که در اين روايات آمده و از آن مدح شده، فقری که در خزانة الهی همانند شهادت در راه خدا است، فقری که زيور انبياء، زينت اولياست و فقری که پيامبر اسلام (ص) آنرا فخر خود می داند، مرسوم و نداری و تهيدستي نيست ؛ بلکه آن فقر، فقری الی الله است، که قرآن می فرمايد.«يا ايَّها الناسُ َانتُمُ  الفُقَرآءُ اِلَی اللهِ...»(فاطر،15) «ای مردم شما (همگی) نيازمندی به خدائيد.

قال علي(ع):من صفات المئمن...ان يكون الفقرشعارَُّه»[7]

 

ب)نگاه مثبت

(الف) آيات

1- دنيا و مواهب آن خير است.

«وَماتَنفقُوامِن خَيرٍفَلِانفُسِکُم»(بقره،272) وآنچه‌را‌ازخوبيهاواموال انفاق می‌کنيدبرای خودتان است.

2- دنيا فضل خداوند است.

«وَ مِنهُم مَن عاهَدَ اللهُ لَئِن أت‍‍َنامِن فَضلِه ِلَنَصَّدَّ قَنَّ وَ لَنَکُوننَّ مِنَ الصالِحينَ»(توبه،75)

«بعضی از آنها با خدا پيمان بسته بودند که: «اگر خدا ما را از فضل خود روزی دهد، قطعاً صدقه خواهيم داد؛ و از صالحان (شاکران) خواهيم بود».

3- دنيا رحمت خداوند است.

«نَصيبُ بِرَحمَتِنامَن نَشاءُ»(يوسف،56)مارحمت خودرابه هرکس بخواهيم)وشايسته بدانم) می‌بخشيم.

«وَ لَئِن اَذَقنا الِانسانَ مِنّا رَحمَة ثُمَّ نَزَعناها مِنهُ اِنَّهُ لَيُئوسُ کَفُور»(هود،9)

اگر از جانب خويش، نعمتی به انسان بچشانيم،سپس آن راازاوبگيريم،بسيار نوميد و ناسپاس خواهد بود.»

 

(ب ) روايات

1- مال دنياكمكي برتقوا

قال رسول الله(ص):« نِعْمَ العَونُ علی تقوي الله المال»[8] «نيکو ياوری است مال برای تقوای الهی».قال رسول الله (ص):« لو لا الخُبْزُ ما صُمنا وَ لاصَلَينا، وَ لا أدّينا فَريضَ رَبِنّا»[9] «اگر نان نبود [نمی توانستم] روزه بگيريم، نمی توانستيم نماز بخوانيم، و نمی توانستيم واجبات پرورد کار را بجا آوريم».

قال الصادق(ع): نِعم الْعَونُ عَلی الآخِرةِ الدّنيا»[10]بهترين ياري کننده برای کسب آخرت دنيا است».

 

2- وسيلة پوشا ندن عيب ها

قال رسول الله (ص): «العِلْمُ وَ المالُ يَسْتُرانِ کُلَّ عَيبٍ، و الفَقْرُ وَ الجَهْلُ يَکْشِفانِ کْلَّ عَيْبٍ!»

«علم و مال هر عيب را می پوشاند، فقر و جهل تمام عيب ها را ظاهر و آشکار می کند.»

قال الصّادق (ع): ( اللّهُمَّ السْتُرْنا بالغِنی وَ العافِيةِ.)[11]« بار خدايا! ما را بابی نيازی [از خلقت] و سلامت از [عيبها و مرضها] بپوشان».

 

 

3- وسيلة حفظ آبرو

قال علّی (ع): اللّهُمَّ صُنْ وَجْهِی بالْيسار، وَ لا تَبْذُل جاهِلی بِالِاقْتارِ، فَأَستَرْزِقَ طالِبی رِزقکَ وَأَستَعْطِف شرارَ خَلْقِکَ، ... وَ أنَتَ مِنْ وَ راءِ ذالِکَ کلِّهِ وَ‌ليُّ الاِ عْطاءِ وَ الَمْنعِ، اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَيی قَديرٌ»[12]

«خدايا آبرويم را با بی نيازی نگهدار، و با تنگ دستی آبرويم را مبر، که از روزی خواران تو روزی بخواهم، و از بدکاران عفو و بخشش طلبم، ... در صورت که در پشت پرده اختيار هر بخشش و دريغی در دست تو است و تو بر همه چيز توانائی».

قال علّی (ع): «أفْضَلُ الفِعالِ، صِيانَةُ العِرضِ بالِمالِ.»[13] «نيکوترين کارها پاسداری از آبرو و شرافت است به وسيلة مال.

4- بخشی از موجبات خوشبختی

قالَ رسول الله(ص):«من سَعادةِ المُسْلِم سَعَةُ الْمَسْکَن، وَ الْجارُ الصّالِح، وَ المَرْکبُ الهَنّي»«وسعت خانه،‌ همسايه خوش رفتار و مرکب رهوار، از جمله موجبات خوشبختی مسلمان است»[14]

قال الصّادق (ع):« ثلاثَةُ هُنَّ مِنَ السَّعادةِ: الزّوجَةُ المُواتِيةِ، وَالوَلدُالْبارّ، وَ الرَّجلُ يُرْزَقُ معيشَةُ،‌یَغد و عَلی اصلاحِها وَ يَروُحُ إلی عِيالِهِ»[15]

«سه چيز از موجبات خوشبختی است: زنی سازگار، پسری نيکوکار، معيشتی منشإدرآمدی در اختيار، که انسان صبح به سر کار رود و شام به خانه بازگردد.

آشکار است که اسلام به مسائل اقتصادی، نظری نظام يافته (مرتبط با ديگر بخش های دين) دارد، و آنرا از ديگر بخش های دين  جدا نمی داند .

نان وسيله ای است که انسان با قوت آن نماز می خواند، روزه می گيرد و حج و جهاد را انجام می دهد مال وسيله ای است که عيب های انسان را می پوشاند، خانة مناسب و وسيلة نقليه مناسب، لباس مناسب، بدون داشتن مال ممکن نيست، و بدون ثروت تهيّه نمی شود.

در جای که آبرو و حيثيّت يک مسلمان در خطر است باز هم مال و ثروت وسيلة است، که انسان بتواند با آن آبروی خويش نگهدارد و دست نياز جز به درگاه صاحب بی نياز دراز نکند. از خصوصيّات جامعه ای اسلامی آن است که فُقرا و مساکين نيز بتوانند، از نعمت های الهی برای بهتر و خوشتر زندگی کردن استفاده کنند.

روايات در مذمت فقر.

قال علي (ع):« الفقر الموت الاکب»ر[16] «فقر بزرگترن مرگ است»

قال رسول الله(ص):«اللهم انی اعوذبک من... المسکنة»[17]«خدايا ازتهي دستی به توپناه می برم»

قال الصادق (ع):« و ذُقتُ المُرارات کُلها، فَما ذُقتُ شَيئاً اَمَرَ مِنَ الفَقرِ»«مزه تمام تلخيها را چشيدم، ليکن چيزی تلختر از فقر به ذائقه ام نرسيد».

قال رسول الله (ص): «اَلفَقرُ اَشَدُّ مِنَ القَتلِ»[18] «فقر بدتر از قتل است»

قال علی (ع):« القَبرُ خَيرٌ مِنَ الفَقرِ»[19] «قبر بهتر از فقر است»

قال رسول الله (ص): «اوحیَ اللهُ تَعالی اِلی اِبراهیمَ (ع): خَلَقتُکَ وَ ابتَلَیتُکَ بِنارِ نَمرودَ، فَلوا إِبتَلَیتکَ بالفَقر وَ رَفَعتَ عَنکَ الصَّبر فَما تَصنَعُ؟ قال ابراهیم (ع): یا رَبِّ الفَقرُ إِلیَّ أشدُّ مِن نارِ نَمرودَ؟ قال الله: فَبِعِزَّتی وَ جَلالی، ما خَلَقتُ فِی السَّماءِ وَ الأرضِ اَشَدُّ مِنَ الفَقرِ».[20] «خداوند به حضرت ابراهيم (ع) وحی فرمود: ای ابراهيم ترا خلق کردم و مبتلا نمودم به آتش نمرود، اگر ترا به فقر مبتلا ميکردم و صبر را از تو بر می داشتم چه کار می کردی؟ حضرت ابراهيم (ع) عرض کرد: خدايا آيا فقر از آتش نمرود برای من سخت تر است خداوند فرمود: قسم به عزّت و جلالم که در آسمان و زمين چيزی سخت تر و  بدتر از فقر خلق نکردم.»

 

جمع بندی

اگر به سياق و سبب نزول و صدور اين آيات و روايات توجه شود، به خوبي روشن مي شود كه آندسته ازآيات و روايات که دنيا را مذمت می کند و دوری از دنيا را ستايش، در جايی است که انسان از آخرت فراموش کند و تمام هم او دنيا باشد،‌ يا آنکه دنيا را مقدم بر آخرت بداندوروايات كه فقررا فخررسولخدا(ص) زنت اولياميداندمراد نوع دوم ازفقراست كه قرآن به اوايشاره ميكند.«يا ايَّها الناسُ َانتُمُ  الفُقَرآءُ اِلَی اللهِ...»[21] «ای مردم شما (همگی) نيازمندی به خدائيد.» درغير ايندوقسم ازآيات وروايات، دنيا از نگاه قرآن و ائمه هدی (عليهم السلام) بسيار زيبا است و جلوه ای از قدرت و علم و حکمت خداوند است، دنيا فضل و رحمت و محترم است،

امام حسن(ع)ميفرمايد:«إعمَلَ لِدُنياکَ کَاََنَّکَ تَعيشُ اَبَدا...»برای دنيا بايد چنان کارکن که گويا هميشه زنده اي ...»وفقرنداري چنان ناپسنداستكه خداوندبه حضرت ابراهيم(ع)ميفرمايد:قسم به عزّت و جلالم که در

آسمان و زمين چيزی سخت تر و  بدتر از فقر خلق نکردم»وامام صادق(ع)ميفرمايد:«مزه تمام تلخيها را چشيدم، ليکن چيزی تلختر از فقر به ذائقه ام نرسيد»

ثروت مورد تايد اسلام

رواياتی وجود دارد که بيان گر نظر اسلام در مورد زندگی اقتصادی انسان است، رواياتی به ستايش کفاف پرداخته و آنرا بهترين حد زندگي برای يك مسلمان می داند،و کفاف حالتی است که انسان نه با کمبود مواجه شود، و نه بخاطر کثرت مال گرفتار شود.

قال رسول الله (ص): «طُوبی لِمَن اَسلَمَ وَ کانَ عَيشَه کِفافاً».«خوشا به حال کسی که اسلام بياورد و معيشت او در حد کفاف باشد»

 

رازتفاوتهاي فقروثروت

1- مصلحت پوشيده اي افراد   (افرادانسان سه دسته اند)

الف: افراد که خود ساخته و از رشد روحی و روانی برخوردار است، آخرت را مقدم بر دنيا می داند، اگر دنيا بسوی آنان آمد خود را نمی بازند،وآخرت را فدای دنيانمي کنند،خداوند دنيا را در اختيارشان قرارمی دهد مانند حضرت داود،حضرت سليمان(ع)، حضرت يوسف(ع)، حضرت محمد (ص) و ...

 

ب: گروهی دوّم کسانی که ايمان ندارند، فقط دنيا را می خواهند.

«فَمِن النّاسُ مَن یَقولُ رَبَّنا اتِنا فِی دُّنیا وَ مالَ لَهُ فِی الاخِرَةِ مِن خَلاقٍ»(بقره،200)

«بعضی از مردم می گويند: خداوندا! به ما در دنيا‌«نيکی» عطا کن ولی در آخرت بهره ندارند».

«اُولئِکَ الَّذینَ اشتَرَوُ الحَیواةَ الدُّنیا بِالاخِرةِ ...»(بقره،86)

«اينها همان کسانند که آخرت را به زندگی دنيا فروخته اندْ»

«وَلَولااَنّ یَکُونَ النّاسُ اُمَّة واحِدَةً لَجَعَلنا لِمَن یَکفُرُ بِالرَّحمن لِبُیُوتِهِم، سُقُفاً مِن فِضَّةٍ وَمَعارِجٍ عَلَیها یَظهرُونَ+وَ لِبُیُوتِهِم اَبواباً وَسُرُورًاعَلَیها یَتَّکِئُونَ+ وَ زُخرُفاً وَ اِن کلُّ ذلکَ لَما مَتاعُ الحَیوةَ الدُّنیا وَ الاخرَة عِندَ رَبکَ لِلمُتَقینَ».[22]

« اگر بيم آن نبودكه مردم‌(درانكارحق)يك امت گردند ، ما برای کسانی که به (خداوند) رحمن کافر می شدند خانه هايی قرار می داديم با سقفهايی از نقره و نردبانهايی که از آن بالا رونده+ و برای خانه هايشان درها و تختهايی (زيبا و نقره ای) قرار می داديم که بر آن تکيه کنند؛ + و انواع زيورها؛ ولی تمام اينها بهره زندگی دنيا است، و آخرت نزد پرودگارت از آنِ پرهيزگاران است.»

اين گروهی اقتصادی که به خدا ايمان ندارند و زندگی دنيا را بر آخرت ترجيح می دهند کنترل روزی شان در دست خودشان است. به اصطلاح، در دنيا، رها هستند.

ج: گروهی سوّم کسانی که ايمان دارند ولی با ديدن مال و ثروت ياد خدا را فراموش کرده و ايمان به خدا در زندگی آنها کم رنگ می شود؛برای آنکه اين دسته از افراد خود را گم نکنند و خدا را فراموش نکنند خداوند مال را کم کم به آنها می دهد تا هميشه با خدا آشتی باشند.

«وَ اِذآ اَنعَمنا عَلَی الأِنسانَ اَعرَضَ وَ َنآ بِجانِبِهِ وَ اِذا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعاءٍ عَریضٍ»(فصلت،51)«و هر گاه نعمتی به انسان دهيم روی می گرداند، و با حال تکبر از حق دور می شود، ولی هر گاه مختصر ناراحتی به او رسد تقاضای مستمر دارد»«وَ لَو بَسَطَهُ اللهُ الرِّزقَ لعِبادِهِ لَبَغَوا فِی الأَرضِ وَ لکِن یُنَزِّلُ بِقَدَرٍ ما یشاءُ اِنهُ بِعِبادِهِ خَبیرٌ بَصیر»(شوري،27) هرگاه خداوند روزی را بر بندگانش وسعت بخشيد در زمين طغيان و ستم می کنند، لذا به به مقداری که می خواهد نازل می کند او نسبت به بندگان خود آگاه و بينا است».

اين آيات قرآن بيان می فرمايد: هرگاه خداوند روزی را برای بندگانش وسعت بخشد در زمين طغيان و سرکشی و ستم می کنند، و لذا به مقدار که خدا مصلحت می بيند، [و در صلاح بندة خداست] خدا روزی را به اندازه­اي ظريفت او نازل می کند، به اين ترتيب مسأله تقسيم روزی براساس حساب دقيقی است که پرودگار در باره بندگان خود، دارد زيرا که فقط صلاح بنده را او می داند و آگاه به حال بنده فقط خداس .و او پيمانه­اي ظرف وجودی هر کس را می داند، به قدری روزی می دهد که نه طغيان کنند و نه چندان که از فقر فريادشان بلند شود.[23]

پرسش

اگر خداوند هر کس را به اندازه مصلحت او روزی می دهد، انسان های فقير حتماً مصلحت شان در فقر است پس نبايد تلاش کنند و خود را ناراحت کنند؟

پاسخ:    بايد توجه داشت که گاهی کمبود روزی بخاطر سستی و تنبلی خود انسان است.

انسان براي بدست آوردن رزق وروزي وآنچكه سهم اوازمال وثروت درزندگي است بايدباكاروتلاش بدست آوردوموانع رانيزازسرراه بردارد.

تمثيل: رزق پروردگار مانند آبی است که از آسمان فرود می آيد و از طريق دريا، درياچه، به نهرها و جويبارها به داخل باغ ها و مزارع روان گشته، بدين ترتيب درختان آبياری گرديده و ميوه می دهد.و زمين حاصل خود را عرضه می کند.

اگر کسی در راهی که آب بسوی باغ در حرکت است سنگی قرار دهد و از رفتن آب به باغ مانع شود بايد كسي باشدكه اين مانع راازسرراه بردارداگرمانع برداشته نشوداين باغ ازفرسوده ترين وفقيرترين باغ هاخاهدبود انسان درجامعه بايدبيدارباشدتاكسي مانع كسب ودرآمداونشوداگر انسان موانع را از سر راه بردارد با سعی و تلاش می تواند از حد اعلاء رزق خودووسائل لازم زندگي بهره مند شود، اما در صورتی که سستی کند رزقش به کمترين حد کاهش می يابد.اين گونه کم بودها خواست حتمی خداوند نيست، بلکه نتيجه اعمال بنده­اي خداست که دامن گيرش شده است. ولی هر گاه انسان نهايت تلاش خود را کرد، در عين حال درها بروی او بسته بود، بداند که اين کار مصلحت بوده و بی تابی نکند، مايوس نشود، زبان به کفر نگشايد، و به تلاش خود ادامه دهد.

 

2- اقتضا ئی نظم زندگي اجتماعي

«اَهُم یَقسِمونَ رَحمَتَ رَبَّکَ نَحنُ قَسَمنا بَینَهُم مَعیشَتَهُم فِی الحَیوةِ الدُّنیا وَ رَفَعنا بَعضَهُم فَوقَ بَعضٍ دَرَجاتٍ لِیَتَّخذُ بَعضَهُم بَعضاً سِخرِیاً»(زخرف،32)

«آيا آنان رحمت پرودگارت را تقسيم می کنند؟! ما معيشت آنها در حيات دنيا در ميان شان تقسيم کرديم، و بعضی را بر بعضی برتري داديم تا يک ديگر را مسخرکرده (و با هم تعاون نمايند)...اين تفاوت بدليل آن است که زندگی بشر يک زندگی دسته جمعی است و ادارة اين زندگی جز از طريق تعاون و خدمت متقابل، امکان پذير نيست، هرگاه مردم در يک سطح از نظر زندگی و استعداد، و مقامات اجتماعی باشند، اصل اين زندگی دسته جمعی زايل و متزلزل خواهد شد.

البته اين تفاوت ها معيار ارزش انسان ها نيست« اِنَّ اَکرَمَ کم عِندَاللهِ اَتقکم» «گرامی ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست» نه آنکه پول و مال و ثروت يا مقام و جايگاه اجتماعی دارد[24].

 

3- امتحان الهی

«وَ اللهُ فَضَّلَ بَعضَکُم عَلی بَعضٍ فِی الرِّزقِ فَما الَّذینَ فُضِّلوا بِرادّیِ رِزقِهِم عَلی ما مَلَکَت اَیمانُهُم فَهم فِیهِ سوآءٌ ...»(نحل،71)«خداوند بعضی از شما را بر بعضی ديگر از نظر روزی برتری داد، امّا آنها که برتری داده شده اند، حاضر نيستند، از رزق خود به بردگان و [زيردستان] بدهند، و همگی در آن مساوی گردند.[25]

اين آيه­اي شريفه صراحت دارد بر اينكه، تفاوتهاي اقتصادي يك امتحان الهي براي ثروت­مندان است، كه با فقرا و مستمندان چگونه معامله مي­كنند.

 

4- تفاوت هاي منا بيع طبعي

 

(الف) زمين، زمين از مهم ترين ثروت های طبيعی است و آبادانی آن موجب رفاه و آسايش افراد جامعه می شود.[26] وقتی زمين را به عنوان يک سرچشمه ی اقتصادی بنگريم تنها شامل سطح آن نخواهد بود بلکه آب و هوا، وضع طبيعی، جنس خاک، نوع گياه، و دست يابی به کانال های آبی آن را نيز شامل می شود.[27] زمين محسوس ترين عنصر طبيعت است که همه موجودات زنده در تمام مراحل زندگی خود نيازمندی زمين هستند،[28] کلمه ارض بيش از (440) بار در قرآن آمده است که خداوند توجه انسان را به موهبتی بزرگ بنام زمين جلب می کند.[29]

«منهاخَلَقناکُم وَ فِیها نُعیدُکُم وَ مِنها نُخرِجُکُم تارَةً اُخری» (سوره طه 55).«ما شما را از آن [زمين] آفريديم، و در آن باز می گردانيم، و بار ديگر «قيامت» شما را از آن بيرون می آوريم» هر موجودی زنده ای را خداوند از زمين خلق نموده و از آن تغذيه می کند

(معادن) امام صادق (ع)مي فرمايد( حديث معروف به توحيد مفضل)

«فَکِّر یا مُفَضَّل فِی هذِهِ المَعادِنِ وَ مایَخرُجُ مِنها مِنَ الجَواهِرِ المُختَلَفَةِ مِثلِ الَجصِّ ... وَ القُونِيا وَ الزَّبیقِ، وَ النُّحاسِ، وَ الرَّصاصِ، وَ الفِضَّةِ، وَ الذَّهَبِ، وَ الزَّبَرجَدِ.وَ الیاقُوت، وَالزُّمَّرُد، ... وَ غَیرِ ذلِکَ مِمّا یَستَعمِلُهُ النّاسُ فِی مآرَبِّهِم»[30]

«اي مفضل در اين معادن و گوهرهای گوناگون که از آن استخراج می شود بيانديش مانند گچ،تونيا [توتيا] جيوه، مس، سرب، نقره،‌طلا، زبرجد، ياقوت، زمرد و غير اينها از آن چيزهای که مردم درنيازمنديهای خود بکار می برند»معادن از بزرگترين منابع اقتصادي به شمار مي رود.

(ج): آبهاا« اَللهُ الَّذی خَلَقَ السَّمواتِ وَ الأَرض وَ أَنزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمراتِ رِزقاً لَکم وَ سخَّرَ لَکُمُ الفُلکَ لِتَجرِیَ فِی البَحرِ بِأَمرِه وَ سَخَّرَ لَکُمُ الاَنهارَ»(ابراهيم،32) «خداست که آسمانها و زمين را آفريد و از آسمان آبی فرستاد و به وسيله آن از ميوه های برای شما روزی بيرون آورده و کشتی را مسخر شما کرد تا به فرمان او در دريا حرکت کنيد، و نهر ها را مسخر شما کرد»

« هُوَ الَّذی أَنزَلَ مِنَ السَّماءِ مآءً»(نحل،10) «اوست که از آسمان آبی فرستاد (که از آن مي نوشيد)»

اگرفردياجامعه ازمنابع طبعي كافي برخوردارنباشدبدهي است كه زندگي مناسيب هم نخاهدداشت[31].

5تاثير امنیّت اقتصادي اجتماعي.

كه اين كاراز وظایف دولت براي  برقراری نظم و امنیت اجتماعي و اقتصادي است که خود نقش اساسی در رشد و شکوفایی و رفاه اجتماعی و اقتصادی، و هر گونه کار و کوشش دارد.[32]

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

6- تفاوتهاي خودافراد، در

1- علم وآگاهي

برای هر کاری و رسيدن به هر هدفی، انسان نياز به علم و آگاهی و بينش کافی دارد، تا بتواند توانايی ها را با اهداف و خواسته ها بسنجد، زيرا بدون علم و آگاهی کافی انسان به خواسته هاي خود نمی رسد، چنان که خداوند در قرآن می فرمايد:

«وَ لاَ تقفُ ما لَیسَ لَکَ بِهِ عِلمٌ ...»(اسرا،36)«از آنچه به آن آگاهی نداری، پيروی مکن؛ ...»

قال(ع): «خَیرَ الدُّنیا وَ الآ خِرَة مَعَ العِلمِ، وَ شَرَّالدُّّنیا وَ الآخِرَة مَعَ الجَهلِ».[33]«خير دنيا و آخرت با علم است، و شر دنيا و آخرت با جهل».

قال أبی عبدالله (ع): قال رسول الله (ص): «مَن عَملَ عَلی غَیرٍ عِلمٍ کانَ ما یُفسِدُه اَکثرُ مِما یصلَح»[34] «آنکه بدون علم بکار شروع کند پش از آنکه اصلاح کند سبب تباهی می شود».

 

2- برنامه ريزي

برنامه ريزي يعني تعيين اهداف درست و سپس انتخاب روش و وسيلة مناسب براي به دست آوردن آن اهداف[35].

قال علي(ع): لا فَقرَ مَعَ حُسنِ تَدبير[36]ِ« با حسن تدبير [ و برنامه ريزي ] فقر باقي نماند »

قال رسول الله (ص): مَن اَحسَنَ تَدبِيرَ مَعيشَتِهِ رَزَقَهُ اللهُ تَبارَك وتَعالي[37] «هر كس برنامه ريزي در معيشت داشته باشد خداوند او را روزي مي دهد. »

3-  داشتن هدف

داشتن هدف برای هر انسان عاقلی در امور شخصی و اجتماعی لازم و ضروری است، اگر فردی در زندگی هدف نداشته باشد در نهايت به انسان بی ثمر تبديل می شود.

تعيين هدف، پايه واثاث همه ا ی موفقيّت های زندگی و اوّلين قدم برای رسيدن به خواسته های مشروع و معقول و ممکنی در ذهن ماست تا آنها را به عينيّت تبديل کنيم.

 

4 مديريت:

مديريت از بحث های مهم رشد و شکوفايی اقتصادی است، و مدير به شخصی گفته می شود که اداره، يک مجموعه را بر عهده دارد، اين مجموعه می تواند، خانواده، واحد تجاری، صنعتی، نهاد، استان، کشور و جهان باشد. پيشرفت و رکورد هر يک به فرد مدير بستگی دارد.

 

5- کار و تلاش:

«... هُوَ أَنشَاَ کُم مِنَ الأَرض وَ استَعمَرَکُم فيیها ...(هود،61) «اوست که شما را از زمين آفريد و آبادانی آنرا به شما واگذار نمود ...».

«... وَ جَعَلَ النَّهارَ نُشُوراً»(فرقان،47) «او روز را مايه حرکت و حيات (کار و جنب و جوش) قرار داد».

ماهيت روز و روشنايی و فلسفة پيدايش آن، امر معيشت و کار و تلاش آدمی است[38].

«وَ مِن رَحمَتِهِ جَعَلَ لَکُمُ الَّیلَ وَ النَّهارَ لِتَسکُنُوا وَ لِتَبتَغُوا مِن فَضلِهِ ...»

«از رحمت خداوند است که برای شما شب و روز قرار داد، تا هم در آن آرامش داشته باشيد و هم برای بهره گيری از فضل خدا تلاش کنيد». و، ... لتبتغوا من فضله ...«تا از نعمت او بهره مند شويد»

در جهان طبيعت به هنگام درخشش اوّلين اشعة خورشيد، جنب و جوش عظيم همه ی موجودات زنده را فرا می گيرد، رستاخيز در ميان آنها بر پا می شود و هر يک به دنبال برنامه خود به حرکت در می آيند، حتّی گياهان نيز در برابر نور، به سرعت تنفّس و تغذيه و رشد و نمو می کنند.

 

نتجه:

آن دسته ازآيات و روايات که دنيا را مذمت می کند و دوری از دنيا را ستايش، در جايی است که انسان از آخرت فراموش کند و تمام هم او دنيا باشد،‌ يا آنکه دنيا را مقدم بر آخرت بداند.

وروايات كه فقررا توصيف ميكند مراد فقراللةاست كه قرآن به اوايشاره ميكند.«يا ايَّها الناسُ َانتُمُ  الفُقرآءُ اِلَی اللهِ...»(فاطر،15) درغير ايندوقسم ازآيات وروايات، دنيا از نگاه قرآن و ائمه هدی (عليهم السلام) بسيار زيبا است و جلوه ای از قدرت و علم و حکمت خداوند است، دنيا فضل و رحمت و محترم است، امام حسن(ع)ميفرمايد:«إعمَلَ لِدُنياکَ کَاََنَّکَ تَعيشُ اَبدا...»برای دنيا بايد چنان کارکن که گويا هميشه زنده­اي ..وفقرنداري چنان ناپسنداستكه خداوندبه حضرت ابراهيم(ع)ميفرمايد: : قسم به عزّت و جلالم که در آسمان و زمين چيزی سخت تر و  بدتر از فقر خلق نکردم.»وامام صادق(ع)ميفرمايد: ،«مزه تمام تلخيها را چشيدم، ليکن چيزی تلختر از فقر به ذائقه ام نرسيد».

 

 

منابيع:

1- قرآن كريم.

2- ابراهيمي،محمدحسين اقتصاد در قرآن، قم، دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه، 1385.

3- انصاري قمي،مهدي: سخنان مولاي متقيان.

4- اسدالغابه

5- العسل،ابراهيم توسعه در اسلام، مترجم: عباس عرب، مشهد، آستان قدس رضوي، 1378.

6- حسيني،سيدهادي، فقر و توسعه در منابع ديني،قم،بوستان كتاب،  1381.

7- حكمي،محمد، معيارهاي اقتصادي در تعالي رضوي، قم، دفتر تبليغات اسلامي، 1376.

8- حكمي،محمدرضا و برادران ،الحياة، ترجمه: احمد آرام ، قم، انتشارات دليل ما،   1385 .

9- دشتي، محمد،ترجمه نهج البلاغه، انتشارات الهادي، 1382.

10- دفتر تبليغات اسلامي شعبه خراسان پديده‌شناسي فقر و توسعه، قم، بوستان كتاب، 1380.

11- ري‌شهري،محمد، التنمية الاقتصادية في الكتاب و السنه،دارالحديث، 1380 .

12- راغب اصفهاني،حسين بن محمد:مفردات الفاظ قرآن،تحقيق صفوان عدنان،طليعه انور، 1428

13- طباطبائ،سيد محمدحسين،فلسفه اقتصادي،

14- طبرسي ، ابوالفضل ، علي  مشكاة الانوار في غررالاخبار،دارالحديث.

15- كامرانيان،عباس‌علي ،اقتصاد در قرآن.

16-كريمي،محمدمهدي وديگران،مباني فقهي اقتصاداسلامي،تدوين كتب علوم انساني دانشگاه سمت، 1380 .

17- كليني،محمدبن يعقوب، اصول كافي، اسوه،    1372.

18- مجلسي ، محمد باقر ، بحار الانوار لدرد الاخبار الامأمته الاطهار،  140 ه . ق

19- مرتضي عامل،سيد جعفر، بازار در سايه حكومت اسلامي، مترجم: سيد محمد حسيني.

20- مكارم شيرازي،ناصر و ديگران، تفسير نمونه، دارالكتاب الاسلاميه   1382.

21- مظاهري،حسين مقايسه‌اي بين سيستم‌هاي اقتصادي، دفتر انتشارات اسلامي، 1363.

22- نورمن بوگانان ، راههاي پيشرفت اقتصادي، مترجم ،حسين فرهودي ،ناشر ،مهدي كرماني، 1371 .

23-واعظ ‌زاده خراساني،محمد، مجموعه مقالات فارسي اوّلين،بررسي‌هاي اقتصاد اسلامي،مشهد، آستان قدس.

 


[1] - سيدرضي،نهج البلاغه،ترجمه محمد دشتي،خطبه 192،ص386.

[2]- همان،خطبه224،ص46

 

[3] - همان،حكمت،236.

[4] - همان.

[5]- محمد باقر مجلسي،‌بحارالانوار ج72، بنقل محمد واعظه زاده خراساني، مجموعه مقالات فارسي اولين مجمع بررسيهاي اقتصاد اسلامي، ج1،‌ ص 399-401.نگ :جامع لاحادث ،بروجردي،ج8،ص471.

[6] - محمد باقر مجلسي،‌بحارالانوار ج72، بنقل محمد واعظه زاده خراساني، مجموعه مقالات فارسي اولين مجمع بررسيهاي اقتصاد اسلامي، ج1،‌ ص 399-401.

[7] - ريشهري، التنميته الاقتصاد ية في الكتاب وسنه،ص102.

[8] -  محمدبن يعقوب  كليني،اصول كافي،ج5،ص71.

[9] - محمد ري شهري، التنميه الاقتصاديه في الكتاب و السنته،‌بنقل از الفردوس، ج4.

 

[10] - محمد ری شهری، التنمیة الا قتصادیة ص 72.‏

 

1 - همان.

[12] -  سيد رضي ،‌ نهج البلاغة، ترجمه محمد دشتي،‌خطبه 225.ل

3- محمد رضا حكمي و ديگران، الحياه، ترجمه احمد آرام، ج3، ص297- 300.

[14] -همان،ص91.

[15] - همان.

-[16] سيد رضي ،‌ نهج البلاغة، ترجمه محمد دشتي، حکمت 163.

[17] - محمد ري شهري،‌ التنمیته الاقتصادیه ، ص 85.

[18] - همان.ص89.

[19] - همان ص 85.

[20] - همان ص 83.

[21] - فاطر(35)، آيه 15.

[22] - زخرف(43)، آیات 33 تا 35.

[23] - تفسير نمونه،ج20،ص432.

[24] - ناصر مكارم شيرازي،‌ تفسیر نمونه، ج1،  ص 62.

[25] محمد حسین ابراهیمی، اقتصاد در قرآن ص 182.

[26] - محمد مهدی کريمی / محمد پورمند ،مبانی فقهی اقتصاد اسلامی،ص63.

[27] - نورمن بوکاناهوارد،راههای پیشرفت اقتصادی، ترجمه حسین فرهودی-  ص 63.

[28] - دفتری تبلیغات اسلامی، پدیده شناسی فقر و توسعه ج 3 ص 414

نگ: ابراهیم العسل، توسعه در اسلام ،ترجمه دکتر عباس عرب ،ص 302.

نگ: حسین مظاهری،مقایسه ای بین سیستمهای اقتصادی ج 2.

[29] - عباس علی کامرانیان، اقتصاد در قرآن، ص 20 تا 24.

-[30]سيد محمد باقر مجلسي، بحار،‌ ج3، ص128وج60،‌ ص186، نك: محمدرضا حكمي و ديگران، الحياه، ج4، ص377                         سيد هادي حسيني،‌ فقر و توسعه درمنابع ديني ص 390

[31] - سید محمد حسین طباطبائی. فلسفه اقتصادی اسلامی ص 6 تا 26.

[32] - سید هادی حسیني، فقر و توسعه در منابع دینی، ص 414 نك: سید جعفر مرتضی عاملی، بازار در سایه حکومت اسلامی.

[33] - سيدمحمد باقر مجلسي، بحارالانوار، ج1، ص23و34. نك:محمدري شهري، النميه الاقتصاديه، ص31.

[34] - ابوالفضل علي طبرسي، مشكاه انوار، حديث 691، ص239.

[35] - همان.

[36] - مهدي انصاري ، سخنان مولاي متقيان ص657.

- [37]  .....، اسد الغاية، ج5، ص 336.

[38] - محمد حکمی، معیارهای اقتصادی در تعالم رضوی، بخش 6 فصل 1 و 2.

 

 

 


1 - محمدمعين، فرهنگ فارسي ج1،ص1188.

[2] -   راغيب، مفردات الفاظ قرآن،ترجمه مصطفي رحيم نيا،ص 345.

حدیث روز

جامعه المصطفی العالمیه مشهد مقدس

امام کاظم (عليه ‌السلام):
التَّحَدُّثُ بِالنِّعَمِ شُكرٌ وَتَرْكُ ذلِكَ کُفرٌ.
بازگويی نعمتها، شکرگزاری و ترک آن کفران نعمت است.
Mentioning God's gifts is gratitude and not doing it is unbelief (in Divine blessings).
وسائل ‏الشيعه، ج 7، ص 40